عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

44

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

عرب كه هذا آن اشارتست كه فرا چيز موجود توان گفت دليل است اين و نظاير اين هر جاى كه « هذَا الْقُرْآنُ » گفت كه قرآن به زمين است و موجود ، و حاصل بحقيقت ، و خلق بموجود محجوج‌اند نه بمعدوم . الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ : - الف و لام تعريف است ، پارسى آنست كه اين آن نامه است كه در آن هيچ شك نيست و روا باشد كه گويى اين آن نامه است كه از اللَّه بيايد هيچ شك نيست ، منه بدأ و اليه يعود . و اگر بر لا ريب وقف كنى نيكوست معنى آن بود كه نامه اين است بى هيچ شك چنانك گويى « دار فلان هى الدّار ، خطّ فلان هو الخط » سراى فلان كس سراى چنان بود ، خط فلان كس خط چنان بود - آن گه ابتدا كن فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ - در آن نامهء هدى است متقيان را - و اگر خواهى به پيوند ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ - اين آن نامه است كه شور دل را جاى نيست در آن ، پس هدى در موضع نصب باشد بر نعت يا بر مدح اى نزّل هدى يا انزلناه هدى . ريب - شور دل بود و آميغ راى - قال النبي : يذهب الصالحون اسلافا و يبقى اهل الريب . » قال بعضهم « اهل الريب من لا يأمر بالمعروف و لا ينهى عن المنكر » . اگر كسى گويد - لا ريب فيه اقتضاء آن مىكند كه كس را در قرآن شك نباشد و در گمان نبود ، و معلوم است كه ايشان كه به اين مخاطب بودند در آن به شك بودند كه يكى از ايشان ميگفت إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ يكى ميگفت أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ يكى ميگفت - إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ . جواب آنست كه لا ريب اگر چه بلفظ نفى است بمعنى نهى است يعنى لا ترتابوا فيه ، چنانك جاى ديگر گفت : فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ و قد ترى من الحاج من يرفث و يفسق و يجادل ، فمعناه اذا لا ترفثوا و لا تفسقوا و لا تجادلوا . و محتمل آن بود كه نفى ريب با هدى شود يعنى لا ريب فيه ، انّه هدى للمتّقين . و « هدى » در قرآن بر دو وجه است يكى بمعنى دعا ، و بيان ديگر بمعنى هدايت و توفيق . امّا انك بمعنى دعا است آنست كه گفت جلّ جلاله - و انك لتهدى الى صراط مستقيم . اينجا دعا و بيان خواهد كه از هدايت در مصطفى جز دعا نبود چنانك گفت